Life goes on

#-#

اعتراف؟ =(

چهارشنبه, ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، ۰۷:۳۸ ب.ظ

gray

 


یکی بهم گفت با اعتراف کردن راحت و سبک میشی..البته همون شخص بود که گفت با صحبت کردن با یکی اروم میشی،اما من با صحبت کردن فقط عصبی میشم!

من نمیتونم با حرف زدن در مورد مشکلاتم خودم رو اروم کنم! اینکه پیش یه نفر بشینی و از مشکلاتت حرف بزنی و اون شخص سعی در اروم کردنت داشته باشه،بهم احساس حقارت میده...

همیشه دوست داشتم تکیه‌گاه باشم...یکی که هیچ کس گریه‌اش رو ندیده باشه....دوست داشتم خفن باشم!
معنی خفن در نظر من فرق داره....خفن کسی نیست که لباسای دارک بپوشه و با یه سیگار دستش،پوژخند بزنه! 
خفن از نظر من کسی هست که تکیه‌گاهه!
کسی هست که بقیه میتونند بهش اعتماد کنند!

خب من زیاد تکیه‌گاه خوبی نمیشم=(

چون من زیاد تو ابراز احساسات خوب نیستم و تو خیلی از مواقع نمی تونم احساسات طرف مقابلم رو درک کنم!
اگه حالتون خوب نیست و دلتون میخواد کسی باشه که بتونید بهش احساساتون رو بگید،پیش من نیاید=(
من معمولا نمیتونم به احساساتون جواب بدم...شاید یه‌چیزی گفتم که عصبی شُدید....شاید بهتون یه ایده‌ی اشتباه دادم و باعث شدم که خودتون رو نابود کنید.... من تو شرایط احساسی نیاز به یکی دارم که بهم بگه چیکار کنم! در غیر این صورت نتیجه این میشه که طرف مقابل به قدری عصبی میشه که برای درست کردنش نیاز به تلاش چند روزه‌ی ادمای مهم زندگیش هست=/
پس لطفا در شرایط احساسی‌تون پیش من نیاید=)
با تشکر از شما=)

 

+دلم میخواد رمز عبور و نام کاربری همتون رو پیدا کنم=) 
+کسی چالشی نمی‌شناسه که بهم معرفی کنه؟ لطفا چالش ۳۰ روزه نباشه=)

 

بلوبری:نوشی زده به سرش زر مفت میزنه شما به بزرگواری خودتون جدی نگیرید*-*مرسی 

۸ ۰

اعترافات من=)

کوجا بودی دختر⁦ಠಿ_ಠಿ⁩

میدونستی می‌خوام برات جشن پتو بگیرم؟!-_-

 

+یه‌جایی همین ورا بودم=)
آری آری تمام کامنت هایی که در نبود من دادید را خوندم و جوابشان  را من نیز دادم=)
نمیشه رنگ اون پتو بنفش باشه؟ =)

منم همیشه دوست داشتم یه تکیه گاه باشم:"

و تو...تکیه گاه خوبی هستی=)

خیلی ها دوست دارن تکیه‌گاه باشن =)

اما خودم اینجوری فکر نمی کنم! من ممکنه گند بزنم به طرف=/

زرررر نزن باشه؟:/

تو خیلی هم عالیی^^

و به نسبت سنت حرف میزنی

دلیل نمیشه اون ادم خفنی که میخوای نباشی که

اینهمه رو متن فکر کردم =/ تماما زر بود؟=(
درسته من خیلی عالیم=) (#اعتماد_به سقف)
اوه....چطوری جوان ایرانی؟
هنوز تا خفن شدن برای من مونده=)

نه تماما زر نبود:/

بخشی که گفتی خودت تکیه گاه خوبی نیستی و اینا زر بود:/

اوهوم*-*(سقفا ریخت رو کلمون)

به راحتی

اره چون کوچولویی^^

ببین تو کلاس شیشمی!

و به نسبت سنت خیلی عالیی

حتی بهتر هم هستی

ولی خب اینکه بخوای خودت رو با بزرگ تر از خودت مقایسه کنی درست نیست

تو توی هم سن و سالات بهترین ادمی هستی که میتونی باشی

=)
اها پس حدود ۸۰ درصدش زر بود🤣
(الان صوفی جمعشون میکنه =) )
کلا مقایسه کردن درست نیست! نباید با دیگران خودم رو مقایسه کنم=(
بعد از جمله‌ی اخرت باید برم دوره های #اعتماد_به_سقف_نگیریم رو مشاهده نمایمXD

نوشششششششییییییییییییییسیسسسسسسسسسسسسیانکذملت رومتپمانلناوذلتزپرذیتاثدژودنلدروژتاثللسمهنیتتقالپیالمیلنساامبنتنن

؟:/
+🤣sorry i can't speak Persian 

کوفت

کجاااااااااااااااااااااا بووووووووددددددددییییییییییی

وبلاگم:/

+یه جایی رو این کره‌ی خاکی=)
تو اتاقم =) تو خونه =) تو دستوشی=) تو حموم=) تو اشپزخونه=) و....=)

اگه اینجا بودی چرا ح نمی زدی؟

میدونییییییییی چقد نگراااااااننننتتتتتت شدمممننننن

من که هر روز باهات حرف میزدم:/

+من اینجا بودم؟ =(
نگران من شدی؟ =(
ببخشید=(

الان تو نوشی ای یا موز؟


+بستگی داره که از چه جهت بگی و به کی اشاره کنی =)

هردوXD

موژ اگه دشم بت نلشهههههههههههههههههه

من بانوشی بودم•~•

بیا الان رسید میخوای چی کنی؟:/
منم سخنگوی نوشیم:/

+اوه من سخنگو داشتم🤣

ژون😔 

 

کککک اکانت منو‌ فقط دونفر دارن :" 

نمیشناسم خدایی😔🤝

=)

خب به منم بده که بشه سه نفر🤣
ممنون از کامنتت=)

پتوی بنفش باید پیدا کنم🤧

دلم برات تنگ شده>_<
خیلی کم میای اینجا > < 
پست هات هم پاک کردی...من هنوز وقت نکرده بودم براشون کامنت بزارم>_<
احساس می کنم که تو و یونیکو خیلی به تغییر ادرس وب و پاک کردن پست هاتون علاقه دارید> <

دیگه وب منم نمیای 

هعی 

یااااااااااااااااااااااااا

تو کامنت هارو جواب نمیدی! وگرنه من که اونجا هم هستم >_<




#میدونم_که_خیلی_دیر_جواب_دادم!

اوهوم^^

(چرا صوفی:/؟)

اره لازم شد بریXD

این چیه گذاشتی بک؟:/

خیلی ممنون=)  (پست عزیزم! اصلا ناراحت نشو....حتی اگه ده تا بلو هم بگن تو فقط زِر هستی،بازم در های وبلاگم بِروت بازه^^ )
(یادم نیست چرا صوفی رو گفتم! اما الان باهاش قهرم و مثلا نمی‌شناسمشT-T)
بلو.....نتایج تیزهوشان قراره در اینده‌ای بسیار نزدیک بیادT-T
اوخییی اون موقع تاره بک‌گراند (background) عوض کردن رو یاد گرفته بودم^^ (مثلا الان خیلی حرفه‌ای هستم.....من الان فقط میتونم قالب های مردم رو کپی کنم بزارم تو وب خودم^^)



خیلی دیر جواب دادمT-T



اینجا وب کیست*-*

سلام^^
اینجا وب نوشی هست^^

نوشیییییییییییییییییی

با من کاری داشتید؟ ^^

شین میکنی ژواب نمیدی•-•

تو بیان هم میشه، سین زد؟ T-T





اینجوری حرف نزن، من میترسم! T-T

آله میشه

نمیتونم ج ح کلدم 

من چرا تا حالا خبر نداشتم؟ T-T



اینجوری من میترسم کهT-T


من شما رو میشناسم؟^^

به من شه 

دلیل نداله بتلشی من همون شوفیای گبلیم-_-

نش ناش لاژم نیش بشناشی

ناراحت شدی؟ T-T

من وقتی یکی اینجوری حرف میزنه،میترسمT-T

جمله‌ی اخر رو نفهمیدم=( 


(من الان باهات قهرم....نمی‌خوای از دلم در بیاری؟ T-T )

به اودم لبت داله-_-

باش ح نمیژنم ک نتلشی

ولش

 

اوه چلا بیا اژ دلت دل بیالم عژیژم 

باشه^^(وی مفهموم جمله را متوجه نشده است)
نه منظورم این نبود T-T فقط میخواستم بگم که من خیلی ترسو هستمT-T 
=(

از اونجایی که الان کرونا هست،بغل نداریم،پس....
کامنت های وبت رو باز میکنی؟^^

خوبه

تو ترسو نیستی من هیولام

به هرکی بگل بدم به تو نمیدم مجاژاتته^^

باژه

^^
پس با این حساب،این‌دنیا پر هیولاست.....چون من از خیلی چیزها می‌ترسمT-T
چرا من مجازات شدم؟XD 
واقعا؟ 0-0

آله این دنیا هیولا ژیاد داله

شون خیلی نگلانت شدم و اشلا نیومدی بیان

( شایدم اومدی ولی هیشی نگفتی)

آله اژ دیلوژ باژش کلدم

 

چرا باید کنار هیولا ها زندگی کنیم؟T-T یه وقت مارو نخورندT-T
خب این یعنی،تو با من قهری؟ T-T
(نیومدم فکر کنمXD)
ممنون^^

هیولا ها اژ بعژی اژ انشان ها بهتلن دلشته ژشت و تلشناک و شندشن ولی گلب مهلبونی دالن  و انشان نمی خولن و دوش ندالن کشی نالاحت باشه

آولههههههه

میبندم:)

چصم باااااااااهاااااااتتتتتتتتت  آله من ی هیولام نژدیکم نشو شون میخولمتتتتتتتتتت "^"

فعلا اودا حافژ:)

 هیچ موجودی زشت نیست! فقط ما توی دنیا‌ی قضاوتگری زندگی میکنیم^^
درسته بعضی اوقات،انسان از هیولا ها خطرناک‌تر و عوضی تر میشند T-T دقت کردی که طراح کارکتر های وحشی و هیولایی که ما ازشون متنفرم میشیم، انسان هستند؟ *-*
 تنفرم نسبت به کلمه‌ی چص،غیر قابل توصیفهT-T
تو که گفتی هیولا ها ادم نمی‌خوردندT-T

من گهلم 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نالاحت شدی؟

من ناز نمی کشم! T-T








بستگی داره از چه جهت بگی T-T

خونکش

از همه جهت تازه اینو بهت بگم اگه راحت شدی 

برام مهم نی:d

قصد کشیدن هم نداشتم =)

اوممم...فکر کنم میخواستی بنویسی ناراحت! هیییی از دست این کیبوردا T-T


ممنون از اطلاع رسانیتون^^

من کی دیر جواب دادم😂

بیانو بار میکنم جواب همرو میدم

شمااا نبوودیییی

 

لو رفتم که.....

خبر داری مدارس از 15 شهریور باز میشه؟ (اوج خلاقیت وی در عوض کردن بحث را مشاهده میکند)

ارههه اخجون

چون من یکشنبه و سه شنبه مدرسه داشتم و فرقی به حالم نمیکنه و درس دوست 

 منم اون زیر میرا،برای سال جدید اشتیاق دارم XD 

هورااا

هورای متقابل XD

راستی نوشی پنجره اتاق من جوریه که فقط طلوع رو میشه دید اما غروب رو هم از انعکاس شیشه های خونه های مقابل میبینم وامروز یک غروب صورتی خوشگل دیدم^^

 

کامنت ها رو خوندم وبا بقیه کاملا موافقم تو واقعا عالی هستی هم سرزنده وشوخی وهم هم صحبت خیلی خوبی هستی

راستش همه میخوان که تیکه گاه باشن منم میخواستم...مثلا اگه تو مدرسه کسی گریه میکرد سرزنشش میکردم ومیگفتم من هرگز به خودم اجازه نمیدم تو مدرسه گریه کنم با این همه مشکل...چه آدمای ضعیفی...البته میدونم منظور تو از خفنیت این نیس تو خیلی مهربونی من اینطوری نیستم ...راستش الان نگرشم عوض شده چه گریه کنم وچه گریه کنن بنظرم نشانه ی ضعف نیست...فقط بنظرم باید همه ی احساسات مون رو همون طور که هست بپذیرم

نمیدونم چرا این حرفا رو گفتم بیا بگیم فقط دلم خواست...و اینکه خب حق داری تیکه گاه بقیه بودن سخته ولی من میگم بیخیالش بیا سعی کنیم اول از همه تیکه گاه خودمون باشیم بنظرم که از پسش برمیای وتا الانم اومدی "^"ولی اگه خواستی با یکی حرف بزنی میتونی رو من حساب کنی ومنم روت حساب میکنم همیشه که لازم نیست حرف بزنیم شاید طرف مقابل مون اصلا راهنمایی نخواد فقط یک گوش شنوا بخواد هوم؟

 

تو منظره های خوبی برای عکس گرفتن میتونی داشته باشیT^T
غروب صورتیییی>•<
عکس گرفتی ازش؟>.<
راستی صبح موقع طلوع بیدار میشی؟#-# تو خیلی سحرخیزی اما قبلا بهم گفته بودی که سحرخیز نیستیXD

کامنت هارو خوندی؟ XD  حس اینکه یکی بشینه کامنت هارو بخونه،خیلی عجیبهXD
مطمئنم نیستم،شاید داری مبالغه می‌کنی...معمولا ادما عیب های دوستاشون رو نمی‌بینند یا شایدم هم می‌بینند و بهشون توجهی نمی‌کنند،نمیدونم که دقیقا چه درسته اما میدونم که من واقعا اینجوری که فکر می‌کنی نیستم> <
دیگران فکر می‌کنند که همه‌چی خوبه اما بعضی اوقات واقعا همچی بهم میریزه>.< 

اینو یونیکو بهم گفته بودXD گفته بود که همه دوست دارند تکیه‌گاه باشندXD
هر کسی یه روشی داره و خب همه‌ی ما موقع دلداری دارند به بقیه،معنی حرف‌هامون یکیه و ما فقط با ادبیات مختلف بیانش میکنیم و حرف های هممون معنی (تو خیلی ضعیفی که درد هات رو نشون میدی) میده....
و بعد از یه مدت،خب اون شخص تصمیم میگیره که هیج وقت خودشو غمگین و ضعیف نشون نده و من الان نمیدونم که این خوبه یا نه؟XD
هر چی بیشتر بهش فکر میکنم،گیج‌تر میشم...

من مهربونم؟>.< نمیدونم شایدXD
اگه به‌نظرت من مهربونم،پس خودتم مهربونی>•<

متوجه نشدم،چطور میشه احساستمون رو همین جوری که هست بپذیریم؟>-<

تکیه گاه خودمون باشیم...خب این به‌نظرم از تکیه‌گاه دیگران بودند،سخت‌ترهXD
مطمئن باش که روت حساب می‌کنم^^ چون تو یه ادم خاص هستی>.<
اما اینکه فقط به طرف گوش کنیم و هیچ ریکشنی نشون ندیم،به طرف این احساس رو که اگه می‌رفتم با دیوار حرف می‌زدم،بهتر بود؛نمیده؟#-#



ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">